کودکان:
ترس کودک را نفی نکنید!
«از چی میترسی؟ این که چیزی نیست...» شاید شما هم این جمله را بارها به کودکتان گفتهاید، غافل از اینکه با همین «نترس» ساده، آتش ترس را درون او شعلهورتر میکنید.
به گزارش خوزستان فردا، گروه زندگی: در گزارش قبل گفتیم ترس، یک واکنش طبیعی برای بقاست، اما واکنش والدین به آن، یا کودک را قوی میکند یا بیمار. وقتی به کودک میگوییم نترس، در واقع میگوییم: احساسات تو اشتباه است ونفی ترس، بهاندازه خود ترس آسیبزاست. «عاطفه سوری»، روانشناس کودک، از راهکارهای عملی و مهم در مسیر پذیرش ترس میگوید.
۱- گوش دادن فعال و همدلانه
اولین قدم، شنیدن با گوش جان و درک احساسات کودک است. بهجای اینکه بگویید «چیزی نیست، چرا میترسی؟»، باید به او بگویید که «میفهمم که از تاریکی میترسی…» گوشدادن فعالی که به شما میگویم یعنی فقط شنیدن کلمات نباشد؛ باید با تمام حواست به کودک توجه کنی، زبان بدن، لحن صدا و حتی چیزهایی که نمیگوید اما در چهرهاش پیدا است. هدف این است که کودک حس کند شما کاملاً درکش کردید و حرفش را خیلی جدی گرفتید. حالا چطور انجامش دهید؟ وقتی روبروی کودک نشستهاید، در چشمش خوب نگاه و تماس چشمی برقرار کنید. سکوت فعال داشته باشید، یعنی اجازه بدهید که کودک حرف بزند و وسط حرفش نپرید. گاهی جملات کودک را تکرار کنید، یعنی اینکه «من خوب دارم به تو گوش میدهم و متوجه شدم که چه داری به من میگویی». بهجای سؤالات بله و خیر، از او بپرسید «چه چیزی تو را ترساند؟» یا اینکه بهجای اینکه از او بپرسید «چرا میترسی؟»، به او بگویید: «عزیزم، میبینم که ناراحتی. الان ترسیدی. میخواهی در موردش با هم صحبت کنیم؟»
۲- اعتبار دادن به احساسات کودک
یعنی به او اجازه بدهیم احساسش را بیان کند و به او بفهمانیم که ترسیدن ایرادی ندارد. تو حق داری که بترسی. خیلیها از چیزی که تو میترسی میترسند.این اعتبار دادن به احساسات یعنی پذیرش بدون قیدوشرط آنها؛ یعنی به کودک بفهمانیم که طبیعی است که میترسی و این حس تو معتبر است. حالا چطور این کار را انجام دهیم؟ به او بگویید: «آره، میدانم حس ترس داری.» با او همدلی کنید: «اگر من جای تو بودم شاید همین حس را داشتم.»
۳- مواجهه تدریجی و با حمایت
یعنی بهجای اجبار، کودک را قدمبهقدم و با حمایت خودتان با ترس روبهرو کنید. اگر از تاریکی میترسد، اول چراغخواب کوچک بگذارید، بعد در را کمی باز بگذارید.کمکم به سمت تاریکی بیشتر بروید. این یکی از مؤثرترین روشها در روانشناسی است. بهجای اینکه کودک را بهزور در موقعیت ترسناک قرار دهیم، قدمهای خیلی کوچک و قابلتحمل برایش تعریف میکنیم تا کمکم با ترسش روبهرو شود و حس تسلط پیدا کند. همیشه باید کنارش باشید و حمایتش کنید. حالا چطور این کار را انجام دهیم؟ مثلاً برای ترس از سگ: اول عکس سگ، بعد فیلم سگ، بعد ممکن است یک اسباببازی که به شکل یک عروسک سگ است به او نشان دهیم، بعد در خیابان از دور سگ را به او نشان دهید. همینطور قدمبهقدم. هر قدم کوچکی که برمیدارد را تشویقش کنید و اگر لازم شد یک پاداش کوچک برایش در نظر بگیرید. اما عجله نداشته باشید. اگر دیدید که کودکتان مقاومت میکند، دوباره به گام قبلی برگردید و روی آن گام پافشاری کنید، وگرنه اگر همانطور که دلتان میخواهد پیش بروید، قطعاً نتیجه عکس میدهد.
استفاده از بازی و داستان
یک مورد که بسیار جالب است و برای بچهها جواب میدهد استفاده از بازی و داستان است. یعنی بازیکردن در مورد ترس یا خواندن کتابهای مناسب میتواند به کودک کمک کند تا با احساساتش راحتتر کنار بیاید. مثلاً بگویید: «بیا با هم هیولا بازی کنیم و ببینیم که هیولا چقدر بامزه است» و اینکه «تا الان من از چی میترسیدم؟». چون بازی، زبان کودکانه است. کودکان از طریق بازی و داستان میتوانند احساسات پیچیده خودشان را بیان کنند و به زبان بیاورند.
بازسازی موقعیتهای ترسناک
موقعیتهای ترسناک را در محیط امن بازی بازسازی کنید تا کودک بر آنها تسلط پیدا کند. مثلاً نمایشنامهسازی از ترس داشته باشید؛ عروسکها را در موقعیتهای ترسناک قرار دهید و به آنها کمک کنید که بر ترسشان در آن موقعیت غلبه کنند. یا مثلاً داستانهایی بنویسید یا برای کودک بخوانید که شبیه آن اتفاقی باشد که برای او افتاده و آن ترسی که داشته، و بتواند با ترس روبهرو شود و همذاتپنداری کند.
۴- الگو بودن والدین
واقعاً بدانید که بچهها از شما الگو میگیرند. نشان دهید که شما هم گاهی میترسید و چطور با ترستان کنار میآیید. مثلاً به او بگویید: «من هم گاهی از ارتفاع میترسم، اما با یک نفس عمیق سعی میکنم آن لحظه خودم را آرام کنم.» در موقعیت قرار بگیرید. اگر خودتان از چیزی مثل عنکبوت میترسید، سعی کنید واکنشهای اغراقآمیز نشان ندهید. بهجای جیغزدن، آرام بگویید: «وای، یک عنکبوت کوچولو. بیا بریم بندازیمش بیرون.» این کمک میکند که بچهها از شما الگو بگیرند و بگویند که ببین مامان من در آن موقعیت چه رفتاری از خودش نشان داد.
۵- ایجاد محیط امن و پیشبینیپذیر
با ایجاد محیط امن و قابلپیشبینی تا میتوانید کودکتان را در آن موقعیت آرام کنید.حتماً تشویق و تقویت مثبت برای بچهها داشته باشیم. یعنی کوچکترین گامی که کودکتان برای موفقیت و مقابله با ترس برمیدارد، او را تحسین کنید: «آفرین که امشب بدون چراغخواب خوابیدی.» اینها به امنیت او خیلی کمک میکند.
کلام آخر
یادمان باشد که ترسیدن طبیعی است، اما حمایت درست شما والدین عزیز، میتواند به کودکتان کمک کند که بر ترسهایش غلبه کند. شما بهترین حامی فرزندانتان هستید و امیدوارم که در این مسیر هم موفق باشید.پایان پیام/
بدون نظر! اولین نفر باشید